نمایش نوار ابزار

سیاستگذاری یا سیاستگزاری؟

کدام یک درست است؟ سیاستگذاری یا سیاستگزاری؟ بسیاری از افراد نکته سنج و دقیق تصور می کنند که کلمه سیاستگذار در معنای واضع سیاست غلط است و طرز املای درست آن می بایست به صورت سیاستگزار باشد. چنین باوری را خودم به شخصه از دونفر از اساتید برجسته دانشگاه تهران شنیدم. آن ها قویاً معتقد بودند که «سیاستگزاری» درست است و «سیاستگذاری» غلط است. با این حال چندی پیش مطلبی خواندم که مؤید نادرستی این دیدگاه بود. استاد عالیقدر، دکتر ابوالحسن نجفی در کتاب ماندگار «غلط ننویسیم» یادداشتی در این خصوص تحریر کرده است. دکتر ابوالحسن نجفی از شناخته شده ترین مترجمان و ادیبان معاصر فارسی است. ترجمه ارزشمند وی از رمان سترگ «خانواده تیبو» فراموش ناشدنی است و همچنان یکی ار بهترین نمونه های ترجمه به زبان فارسی محسوب می شود. مطلب ایشان را عیناً نقل می کنم:

گذاشتن/گزاردن:

عده‌ای گمان می‌کنند که اگر گذاشتن دلالت بر عملی عینی و ملموس نکند یا، به بیان دیگر، اگر مفعول آن جسم نباشد، باید با حرف “ز” نوشته شود. مثلا قانون یا بدعت یا بنیان چون جسم عینی و ملموسی نیست در ترکیب با این فعل لابد می‌شود قانونگزار یا بدعتگزار یا بنیانگزار. این تصور نادرست در وهله‌ی نخست ناشی از خلط معنای حقیقی و معنای مجازی گذاشتن و در وهله‌ی بعد ناشی از خلط معنای این فعل با معنای گزاردن است. گذاشتن، در معنای حقیقی کلمه، «قرار دادن به طور عینی و مشهود» است، مثلا: “لیوان را روی میز می‌گذارم». اما گذاشتن مجازا به معنای «قرار دادن، وضع کردن، تاسیس کردن» است و چون مقصود از قانونگذار کسی است که قانون را وضع و بنا می‌کند ( و نه فرضا کسی که قانون را اجرا می‌کند.) باید به همین صورت، یعنی با حرف «ذ» نوشته شود. همچنین است قانونگذاری به معنای «وضع قوانین»، چنانکه می گویند: «مجلس قانونگذاری». بنابراین نوشتن این دو کلمه به صورت قانونگزار و قانونگزاری غلط است. و نیز بدعتگذار کسی است که بدعت را وضع و تأسیس می کند (و نه فرضاَ کسی که بدعت را اجرا می کند) و بنابراین با حرف «ذ» نوشته می شود. ایضاً بنیانگذار، به معنای «مؤسس» کسی است که بنای کاری را یا مؤسسه ای را می گذارد و نوشتن آن با حرف «ز» غلط است.

منبع: نجفی، ابوالحسن. (۱۳۷۰). غلط ننویسیم، فرهنگ دشواری های زبان فارسی. تهران: مرکز نشر دانشگاهی.

بنابراین کاربرد واژه سیاستگذاری به صورت سیاستگزاری نادرست است و باید از آن پرهیز کرد. پس:

سیاستگذاری بازرگانی درست است نه سیاستگزاری بازرگانی

سیاستگذاری اقتصادی درست است نه سیاستگزاری اقتصادی

سیاستگذاری عمومی درست است نه سیاستگزاری عمومی

و …

دیدگاه ها
  • سعید جعفری مقدم پاسخ به دیدگاه

    با سلام و تشکر از مطلب ارزشمندتان درباره املای صحیح واژۀ سیاستگذاری
    من فکر می کنم استدلال استاد نجفی جایی برای اما و اگر دیگران نگذاشته است.
    موفق باشید.

  • محمدعلی آتش سودا پاسخ به دیدگاه

    سلام و سپاس بسیار
    سیاست گذاری و سیاست گزاری هر دو می تواند درست باشد. اگر منظور نویسنده «وضع» و «تعیین» سیاست باشد، «سیاست گذاری» درست است، اما اگر منظور نویسنده «اجرا» و «اعمال» سیاست یاشد، سیاست گزاری درست است.

    • نادر سیدکلالی پاسخ به دیدگاه

      جناب آقای آتش سودا
      از نکته ای که طرح فرمودید سپاسگزارم. من پیش از این هم چنین استدلالی را شنیده بودم، با این حال تاکنون شاهد و منبع مستندی که مؤید این ادعا باشد پیدا نکرده ام بنابراین از ذکر آن خودداری کرده ام. خوشحال می شوم اگر منبع قابل اتکایی می شناسید معرفی فرمایید تا به آن استناد شود. مضافاً اگر بپذیریم که سیاستگذاری و سیاستگزاری هر دو درست هستند و اولی به معنای وضع سیاست و دومی به معنای اجرای سیاست است آن وقت اگر کسی بخواهد درخصوص سیاستگذ(ز)اری سخن بگوید باید پیوسته مشخص کند که درخصوص کدام ز/ذ سخن می گوید! البته این اشکال می تواند مثلاً در ادبیات یک نقطه قوت محسوب شود اما در حوزه هایی مانند مدیریت و استراتژی که در آن ها نیازمند به بحث روشن تر هستیم این مسئله می تواند مشکل ساز باشد.

  • امینی پاسخ به دیدگاه

    نتیجه گیری شما مبتنی بر تحلیل و شواهد نیست و نظر به قول خودتان دو تن از استادان برجسته دانشگاه تهران را فقط با یک ارجاع به نظر دکتر نجفی رد کرده‌اید و در پایان با یک “باید” نتیجه گیری کرده‌اید. در چنین مواردی که اختلاف نظر درازمدت وجود دارد،برای اجماع نیاز به بحث گروهی درباره واژه با حضور صاحب نظران موافق و مخالف هست.درواقع یکی از کارهای انجام نشده فرهنگستان زبان و ادب فارسی.

    • نادر سیدکلالی پاسخ به دیدگاه

      جناب آقای امینی
      با درود و سپاس
      مطلب من مستند به یک مرجع شناخته شده است. جای بحث و گفتگو نیز به هیچ وجه بسته نیست. خوشحال می شوم اگر منبع معتبری می شناسید که خلاف دیدگاه جناب استاد دکتر نجفی را طرح کرده باشد آن را به ما هم معرفی فرمایید. نظر آن دو استاد برجسته دیگر براساس استدلال و دقت علمی و دانش زبانشناسی نبود وگرنه حتما از آن هم استفاده می کردیم. اگر هم خودتان نظری در این خصوص دارید لطفاً آن را به صورت استدلال روشن، دقیق و مبتنی بر اصول علمی مطرح بفرمایید تا از آن بهره بگیریم.

  • علی نعیمی ذاکر پاسخ به دیدگاه

    گزاردن بر مبنای فرهنگ دهخدا و سوابق ادبی ایران، به معنای انجام دادن، تعبیر کردن و عمل کردن آمده است.
    گذاردن بر همان مبنا، به معنای نهادن، وضع کردن و قراردادن.
    همان طور که سپاس گزاری، خواب گزاری و حق گزاری بلاتردید، سیاست گذاری صحیح است.
    مقایسه دو معنا در فرهنگ معین:
    گذاردن
    فرهنگ فارسی معین

    (گُ دَ) [ په . ] (مص م .) ۱ – گذاشتن ، نهادن . ۲ – طی کردن ، سپردن . ۳ – منعقد کردن ، برقرار کردن .

    گزاردن
    فرهنگ فارسی معین

    (گُ رْ دَ) [ په . ] (مص م .) ۱ – ادا کردن ، انجام دادن . ۲ – بیان کردن .