نمایش نوار ابزار

مدیریت و انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲

به نظر شما نسبت مدیریت و انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ چگونه بود؟ شکرخدا در انتخاب ریاست جمهوری اخیر (۱۳۹۲) برای اولین بار بحث مدیریت و برنامه ریزی به محور بحث کاندیداهای محترم تبدیل گشت. به نظرم یک تحلیل محتوای ساده می تواند نشان دهد که حجم واژگان مرتبط با حوزه مدیریت در این انتخابات از همیشه بیشتر بوده است. در میان هشت کاندیدای تأیید صلاحیت شده انتخابات تعدادی از آن ها به طور ویژه به این ادبیات دامن زدند. آقای روحانی (رئیس جمهور منتخب) به مدیریت و تدبیر عنایت ویژه ای داشت به طوری که شعار دولت خود را دولت تدبیر و امید انتخاب کرده است. استعاره «کلید» یا شاید به بیان بهتر: «شاه کلید» او نیز تعبیری پراگماتیستی است که توجه ویژه او به عملگرایی و حل مسئله را به ذهن متبادر می سازد. آقای قالیباف نیز در تبلیغات انتخاباتی اش تلاش داشت تا خود را پیش از هرچیز دیگری به عنوان یک مدیر توانا مطرح سازد. کاربرد واژگانی مانند «مدیریت جهادی» نیز یادآور تئوری های سازمان های ارزشی است که مثلاً مینتزبرگ در بحث هایش درخصوص سازماندهی به آن پرداخته است. قالیباف یک سخنرانی در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران هم داشت و تلاش کرد تا با کاربست واژه هایی مانند مورد مذکور، «مدیریت در شرایط تحریم» و … به مفهوم سازی های جدیدی در ادبیات مدیریت دولتی ایران دست زند. آقای رضایی هم که تمام توجه ش را بر روی مقوله برنامه ریزی متمرکز کرده بود. ایجاد پایگاه اطلاعاتی ویکی رضایی و تلاش برای برنامه ریزی استراتژیک برای شهرهای ایران از جمله اقدامات جالب توجه او بود که می تواند در آینده مورد توجه جدی سیاسیون و مدیران اجرایی ایران قرار گیرد. در این میان آقایان غرضی، ولایتی، جلیلی، عارف و حداد عادل نیز تلاش می کردند تا به مفهوم سازی های مشابهی دست زنند. مثلاً آقای جلیلی به کرات از واژگانی مانند ظرفیت، مزیت، فرصت، تبدیل تهدیدها به فرصت ها، ساختار و سازوکار بهره می گرفت. با این همه پنج کاندیدای نامبرده صبغه سیاسی گفتارشان بر رویکردهای مدیریتی و اجرایی شان می چربید. طی همین یکی دوهفته اخیر، در تبیین علل پیروزی آقای روحانی و رتبه نهایی کاندیداها براساس آرای ملت مطالب متعددی نوشته شده است؛ به نظر می رسد توجه به رویکرد کاندیداها درخصوص مفاهیمی همچون مدیریت و برنامه ریزی نیز بتواند به غنای این تحلیل ها بیافزاید. می بینید که چهار فردی که بیشترین تعداد آراء را کسب کردند همان افرادی بودند که بیش از بقیه به مقوله مدیریت، استراتژی، برنامه ریزی و مفاهیمی از این دست پرداختند.

 

دیدگاه ها